*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٨٧٠٢ ١٧:٤٥ - 1400/06/09   شبهات درباره واقعه عاشورا ارسال به دوست نسخه چاپي


شبهات درباره واقعه عاشورا

پاسخ به برخی شبهات درباره واقعه عاشورا


گفت وگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی

 

گفتوگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی

 

  وجود دختری بهنام رقیه در بین دختران امام حسین(ع)

شبهاتی که در مورد حضرت رقیه(س) دختر امام حسین(ع) وجود دارد، چقدر درست است؟ آیا شهید مطهری شهادت حضرت رقیه(س) را در خرابههای شام از پایه و اساس در کتاب حماسه حسینی رد کردهاند؟

در برخی از نقلهای تاریخی در مورد دختران امام حسین‌‌(ع) آمده است که آن حضرت دو دختر بهنامهای فاطمه و سکینه داشتهاند. اگر ما این نقل را اصل بگیریم- که ظاهراً شهید مطهری هم این نقل را که شیخ مفید ذکر کرده، اصل قرار داده است- وجود دختری بهنام رقیه برای آن حضرت موضوعیت نخواهد داشت.

اما نقلهای دیگری هست که برای امام حسین‌‌(ع) سه دختر و برخی هم چهار دختر ذکر کردهاند. در نقلی که سه دختر برای امام حسین(ع) گفته است، نام دو تن یعنی فاطمه و سکینه را ذکر کردهاند و نام سومی را نیاوردهاند. نقلی که میگوید: حضرت چهار دختر داشتهاند، از فاطمه، سکینه و زینب نام بردهاند؛ اما اسمی از چهارمین دختر نیست.

ایرادی که بر آنها وارد میشود، این است که وقتی میگویند سه یا چهار دختر، چرا سومی یا چهارمی را نام نبردهاند؟!

چون این نقلها از لحاظ اعتبار در یک حد هستند؛ لذا بعید نیست دختری که اسمش در این دو نقل ذکر نشده، همان حضرت رقیه(س) باشد؛ بنابراین نمیتوانیم بهصرف استناد به یک نقل، بهطورکلی وجود حضرت رقیه(س) را انکار کنیم.

 

  حضور امام محمدباقر(ع) در واقعه عاشورا

پرسش دیگری که پاسخهای متناقضی به آن داده میشود، در خصوص حضور امام محمدباقر(ع) در واقعه عاشوراست. آیا آن حضرت در سال 61 هجری در کربلا حضور داشتند؟

بنا بر نقل قول مشهور، امام محمدباقر‌‌(ع) متولد سال 57 هجری قمری است و فاجعه کربلا هم در سال 61 اتفاق افتاده است. در عین حال چون هم نقل تاریخی داریم مبنی بر حضور آن حضرت در فاجعه کربلا و هم حدیثی منقول از خود ایشان هست که اشاره به حضورشان در واقعه کربلا داشته، بنابراین از آنجا که همراه با پدر بزرگوار خود به این سفر آمده، ایشان در فاجعه کربلا حضور داشتند. آن حضرت در آن زمان چهارساله بودند و جزء اسرای این فاجعه خونین و تکاندهنده بهشمار میآیند.

 

  طفلان مسلم(ع)

موضوع طفلان جناب مسلمبن عقیل نیز، از موضوعات بحثبرانگیز حادثه عاشوراست. این دو کودک چگونه توانستند، از زندان ابنزیاد ملعون فرار کنند و این ماجرا چقدر صحت دارد؟

بحث طفلان مسلم در تاریخ واقعه کربلا بهعنوان یک مسئله مسلم و مسجل در بین مورخین ثبت نشده است؛ یعنی اینگونه نیست که این قضیه قطعی باشد. فقط در بین بزرگان شیعه از شیخ صدوق(ره) نقلی بدون ارائه سند داریم که داستان طفلان مسلم(ع) مطرح شده و دیگران از او نقل کردهاند؛ ولی چون در منابع دیگر ذکر نشده است و خود شیخ صدوق هم سندی ارائه نکرده است، نمیتوان آن را بهعنوان یکی از مسلمات در ارتباط با واقعه کربلا تلقی کرد و درباره آن سخن گفت.

 

  عدم حضور عبداللهبن جعفربن ابیطالب در کربلا

چرا همسر حضرت زینب(س) در کربلا نبود؟

یکی دیگر از شخصیتهای بسیار مهم و مؤثر در واقعه کربلا، حضرت زینب(س) هستند؛ اما در خصوص آن حضرت این پرسش مطرح است که چرا همسر ایشان، عبداللهبن جعفر، در کربلا حضور نداشته و امام حسین(ع) را در سفر به کربلا همراهی نکرد؟

عبداللهبن جعفر با اینکه یکی از بزرگان بنیهاشم بود، فرزند شهید بزرگ اسلام جعفربن ابیطالب و برادرزاده امیرالمؤمنین(ع) و بزرگشده دست آن حضرت بود و افتخار همسری بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب کبری(س) را داشت؛ اما نسبت به ولایت امیرالمؤمنین و همچنین امام حسین(ع) با وجود اینکه به این بزرگواران عشق میورزید، از معرفت کافی برخوردار نبود.

او نه‌‌تنها موقعیتی را که امام حسین(ع) در آن قرار داشت، درک نمیکرد؛ بلکه بهخیال خود در مقام نصیحت اباعبدالله(ع) بر‌‌آمد و خواست آنحضرت را از تصمیمی که گرفته، منصرف کند؛ بنابراین بسیار تلاش کرد تا حضرت سیدالشهدا(ع) به این مسیر و راهی که در پیش گرفته نرود. البته او در اثر عدم بصیرت کافی تصور میکرد، مسئله، مسئله جان امام حسین(ع) است و تلاش داشت تا جان آنحضرت حفظ شود. حال آنکه مسئله، مسئله تکلیف همه مسلمانان و بهخصوص امام حسین(ع) بود.

متأسفانه عبداللهبن جعفر این مسئله را درک نکرد؛ لذا تلاش کرد که امام را از رفتن به این سفر بازدارد و چون موفق نشد، خودش هم از همراهی با آنحضرت کناره گرفت.

 

  زعفر جنی و یارانش به کمک امام حسین(ع) آمد

گفته می‌‌شود که در روز عاشورا در صحنه کربلا زعفر جنی و یارانش به کمک امام حسین(ع) شتافتند؛ اما آنحضرت بنا بر دلایلی به آنها اجازه نبرد نداد. آیا این ماجرا صحت دارد؟

بله! این ماجرا صحت دارد. همانگونه که در برخی روایات آمده ائمه(ع)، امامان انس و جن هستند؛ در روز عاشورا گروهی از جنیان آمدند و خواستند، امام حسین(ع) را یاری کنند؛ اما چون متأسفانه کسانی در ظاهر انسان؛ اما پستتر از حیوان، با امام روبهرو بودند، امام نخواست در این رویارویی از قدرتهای مافوق طبیعت و ماورایی استفاده کند. بنابراین خواسته جنیان را نپذیرفت تا ماجرا بههمین حالت پیش برود تا برای آزادگان عالم حجتی باشد.

 

  خودداری برخی شخصیتهای بنیهاشم از یاری امام حسین(ع)

چرا برخی از شخصیتهای بنیهاشم، امام حسین(ع) را در کربلا یاری نکردند؟

این سؤال بسیار مهم و عبرتآموزی است. دلیل آن چیزی نیست؛ جز عدم معرفت کامل به جایگاه ولایت و داشتن بصیرت این شخصیتها که بتوانند، وظیفه خود را بهموقع تشخیص دهند و وارد میدان شوند و از امام زمان خود حمایت کنند. هر کس از بنیهاشم که امام حسین(ع) را در قیامشان همراهی نکرد، دچار خسران عظیمی شد که هیچ جای توجیهی ندارد.

 

  وجود ایرانیها در سپاه امام حسین(ع) و سپاه مختار

آیا هیچ ایرانیای همراه امام حسین(ع) در نهضت کربلا حضور داشته است؟

ما بهتصریح اسم کسی یا شماری از ایرانیان را نداریم که بگویند، این افراد ایرانی در سپاه امام حسین(ع) حضور داشتهاند؛ اگرچه معدود افرادی از موالی یعنی وابستگان به اباعبدالله(ع) یا برخی از اصحاب آن حضرت را گفتهاند که در کربلا بودهاند؛ البته موالی بیشتر به مسلمانان غیرعربی گفته میشد که به یکی از تیرهها و قبایل بزرگ عرب پیوند خورده بودند. ممکن است در بین چند نفری از موالی که اسمشان در واقعه کربلا ذکر شده، برخی از آنها ایرانیهایی بودهاند که در کربلا به امام حسین(ع)پیوسته باشند. منتها سند و مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد.

چرا ایرانیانی که در لشکر مختار حضور داشتند، در حادثه کربلا بهیاری امام حسین‌‌(ع) نیامدند؟

دلیل این امر این است که تا قبل از قیام مختار، بهسبب وضعیتی که حاکمان جائر و فاسد اموی در عالم اسلام حاکم کرده بودند، ایرانیان مسلمان به‌‌عنوان شهروندان درجه 2 و 3 محسوب میشدند. حاکمان عرب آنان را از هرگونه دخالت در امور سیاسی و اجتماعی منع کرده بودند و طوری جلوه داده بودند که اینها برابر با اعراب نیستند؛ لذا خود ایرانیان هم آنطور که باید و شاید نسبت به ذات مقدس امام حسین(ع) شناخت نداشتند؛ بنابراین در نامهنگاریهایی که برای دعوت از امام حسین(ع) به کوفه شده بود، ما نامی از ایرانیان نمیبینیم.

البته مطلبی را مدتی قبل در یکی از آثار عصر خودمان دیدم که سندش را بهدرستی نداده بودند. به هر حال اگر این قضیه صحت داشته باشد، نشان میدهد که عدهای از ایرانیان قصد یاری رساندن به امام حسین(ع) را داشتهاند؛ ولی عمرسعد لعنتالله علیه مانع شده است.

موضوع آن مطلب هم از این قرار بود که عمرسعد 400نفر را (غیر از کسانی که مأمور بستن شریعه فرات بودند)، مأمور کرده بود تا مانع عبور موالی- که در آن زمان به ایرانیان مسلمان میگفتند- برای یاری رساندن به امام حسین‌‌(ع) بشوند. اگر این گزارش درست باشد، نشان میدهد که ایرانیان قصد داشتند، امام حسین(ع) را یاری کنند؛ ولی با ممانعت لشکریان عمرسعد مواجه شدند.

البته با توجه به وضعیتی که نسبت به ایرانیان در جامعه اعمال شده بود، ظاهراً خود ایرانیان مسلمان هم پذیرفته بودند که در این مسائل حق ورود ندارند؛ لذا متنی را نداریم که امام حسین(ع) کسی را فرستاده باشد تا با بزرگان ایرانیان مذاکره کند و آنان را بهیاری خود بطلبد.

 

  ازدواج قاسم(ع) در کربلا

آیا ازدواج حضرت قاسم(ع) در کربلا واقعیت دارد؟

این مسئله از موارد بیاساس و غیرواقعی است؛ چون در هیچیک از منابع دستاول و اصلی مربوط به واقعه قیام امام حسین(ع) به این مسئله پرداخته نشده و از نظر عقلانی هم قابلقبول نیست که در آن موقعیت بخواهد، چنین مسئلهای اتفاق بیفتد. این داستان که جعل شده و در وقایع کربلا آورده شده، میخواهد بگوید که حضرت قاسم(ع) با کدام دختر امام حسین(ع) بنای ازدواج داشته؛ دو دختر امام حسین(ع) که در واقعه کربلا از آنها یاد شده، یکی فاطمه است که همسر حسن مثنی، پسر عموی خود بوده و ازدواج پسر امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سکینه(س) هم، در اینکه در آن مقطع همسر داشتهاند یا نه، مشخص نیست.

 

  ماجرای غسل شهادت در شب عاشورا در نبود آب

گفته شده امام حسین(ع) و یارانشان در شب عاشورا غسل شهادت کردند. وقتی آب نبود و اهل حرم تشنه بودند، چطور این اتفاق افتاده است؟!

گفته میشود در روز هفتم محرم دشمن به فرمان عبیداللهبن زیاد آب را روی اهلبیت امام حسین(ع) بست؛ ولی از هفتم محرم به بعد تا شب عاشورا در یکی از این شبها اباعبدالله(ع)، حضرت عباس(ع) را همراه 20 نفر که مشک در دست داشتند و 30 نفر که از آنها حفاظت میکردند، به فرات فرستادند و آنها توانستند همراه خود آب بیاورند؛ اما در اینکه در روز عاشورا همه آن بزرگواران تشنه بودند و هیچ ذخیره آبی نداشتند، شکی نیست. مسلماً امام حسین(ع) بهعنوان امام بر حق مسلمانان، این مسئله را بهتر میدانستند که اگر آب بهقدری کم باشد که انسان بین تشنه ماندن، وضو گرفتن یا غسل کردن بماند، باید وضو و غسل را‌‌ رها کند و بدل از آن تیمم کند و آب را برای شرب نگه دارد. چهبسا آبی که در اختیار بوده، قابل شرب نبوده.

در بعضی از نقلها داریم، حتی حضرت دستور دادند، چاهی را حفر کردند و به آب هم رسیدند؛ اما از ظاهر قضایا برمیآید که آن آب قابل شرب نبوده؛ یعنی با آن میشد غسل کنند و وضو بگیرند؛ ولی نمیشد آن را بیاشامند؛ هرچند نقلی هم داریم که دشمن‌‌ آن چاه را هم با حملهای پر کرد و نگذاشت از آن استفاده کنند.

 

 شریــــــــح قـــــــاضــــــــی و فتــــــــوای قتــــــــــــل امام حسین(ع)

آیا قاضی شریح به قتل امام حسین(ع) فتوا داد؟ اگر اینگونه است، چرا مختار او را به قتل نرساند؟

خیر! این غلط مشهوری است که در افواه رایج است. در هیچ یک از منابع معتبر درباره واقعه کربلا چنین چیزی نیامده است. قاضی شریح در عین اینکه نسبت به ائمه(ع) بیمعرفت بود، بیرگتر از آن بود که بخواهد از خود چنین رد خائنانهای باقی بگذارد. ضمن اینکه در هیچ یک از منابع اصلی چنین چیزی نیامده است. باید گفت اگر او چنین کاری کرده بود، قطعاً در هنگام قیام مختار جزء کسانی قرار میگرفت که بهعنوان دست داشتن در فاجعه کربلا، باید نابود میشد.

اما میبینیم مختار با علم به اینکه او نسبت به اهلبیت(ع) معرفت چندانی نداشت؛ اما چون شریح در قضاوت تبحر داشت، او را در پست قضاوت کوفه حفظ کرد؛ البته او بعد از مدتی استعفا داد. حال آنکه اگر چنین چیزی قطعی بود، باید مختار او را بهسرعت میکشت. این مسئله در برخی از کتابهای کماعتبار متأخر آمده که سندیت ندارد.

گفتوگو از: مریم مرتضوی

منبع: پایگاه اینترنتی تسنیم نیوز


خروج