*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > امام خمینی (1) 


امام خمینی 1 شماره خبر: ٤٠٠٥٤٥ ١٥:٣٣ - 1397/03/09   گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه جایگاه مردم در اندیشه سیاسی  حضرت امام خمینی‌ قدس سره ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه جایگاه مردم در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی‌ قدس سره

گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه


شکی نیست که حضرت امام خمینی‌ قدس سره در نظریه حکومتی خودشان نقشی را به مردم واگذار کرده‌اند و در تمام تفسیرها و قرائت‌هایی که از اندیشه ایشان وجود دارد این مطلب پذیرفته شده است که در نظریه حکومت اسلامی امام خمینی‌ قدس سره مردم بدون نقش نیستند. اما اختلاف بزرگی که وجود دارد این است که مردم چه نقشی در این مدل حکومتی دارند...


• نقش مردم در نظریه حکومتی امام خمینی قدس سره

شکی نیست که حضرت امام خمینی قدس سره در نظریه حکومتی خودشان نقشی را به مردم واگذار کردهاند و در تمام تفسیرها و قرائتهایی که از اندیشه ایشان وجود دارد این مطلب پذیرفته شده است که در نظریه حکومت اسلامی امام خمینی قدس سره مردم بدون نقش نیستند. اما اختلاف بزرگی که وجود دارد این است که مردم چه نقشی در این مدل حکومتی دارند.

• دو تفسیر مختلف از نقش مردم در نظریه حکومتی امام خمینی قدس سره

تفسیرهای کنونی را غالباً به دو دسته کلی تقسیم میکنیم: الف) یک عده معتقداند که امام قدس سره در مشروعیت حکومت دینی، نقشی به مردم نداده است، اما در حالیکه به آنها در کارآمدی و مقبولیت نظامدینی، نقش داده است. ب) از طرف دیگر برخی معتقداند که اعتقاد امام قدس سره به نقش مردم در حکومت چیزی بیشتر از کارآمدی آن است، بلکه مردم نیز بهعنوان بخشی از عناصر و ارکان مشروعیت در حکومت دینی واجد جایگاهی هستند.

بیشتر ادبیات فقه سیاسی در حوزه که به تفسیر جایگاه مردم در اندیشه حکومتی حضرت امام قدس سره پرداختهاند، معتقداند که مردم در کارآمدی نظامسیاسی نقش دارند و حکومت دینی فارغ از اینکه مردم آن را قبول داشته باشند یا خیر مشروعیت دارد؛ مراد از این مشروعیت، مشروعیت فقهی است، البته اگر مردم به این حکومت رویآور باشند طبیعتاً حکومت کارآمدتر میشود و بهتر میتواند به اهدافش برسد، لذا در شرایطی که مردم از حکومت دینی اقبال نداشته باشند، حکومت در تحقق اهدافش ناکام میماند. البته این کامیابی یا عدم کامیابی بیشتر مربوط به نقش مردم در کارآمدی و به فعل رسیدن حکومت دینی است و نه در مشروعیت آن.

کسانی که معتقدند در اندیشههای حضرت امام قدس سره نقش مردم مقبولیت حکومت است نه مشروعیت آن، بهطور معمول بین دو واژه مشروعیت و مقبولیت قائل به تمایز هستند، مراد از مشروعیت را پاسخ به این سؤال میدانند، که به چه دلیل عدهای بر ما حکومت میکنند؟ به چه دلیل ما باید از عدهای اطاعت کنیم؟ پاسخ به این پرسش باعث تولید نظریه شما در باب مشروعیت است، اما در باب مقبولیت این پرسش مطرح نیست، بیشتر جنبه رضایتمندی، به فعلیت رسیدن حکومت و نظام سیاسی است که در پرسش اول این مشروعیت را پیدا کرده است، مثلاً بر اساس مبانی فقهی، از نظر اینها ولایت فقیه مشروعیت دارد و چه بخواهیم یا نخواهیم فقیه بر ما ولایت دارد و لذا مردم در تولید مشروعیت ولایت فقیه نقش فقهی ندارند. این مطلب را به این دلیل عرض کردم تا توضیح بدهم در ادبیات حضرت امام قدس سره واژه مقبولیت وجود ندارد و تمایز بین مشروعیت و مقبولیت بیشتر در تفاسیری پیدا میشود که بعد از رحلت ایشان در ادبیات سیاسی پدید آمده است، گمان میکنم اولین کسی که این واژه را در ادبیات سیاسی ایران در اواخر دهه شصت ایجاد کرد، آقای دکتر جواد لاریجانی بود که این تمایزگذاری موجب خطایی در فهم اندیشه مرحوم امام قدس سره شد، ایشان بین این دو مفهوم قائل به تمایز شد و چند نوع دولت را تصویر کرد و گفت: از نظر مرحوم امام قدس سره مردم در مقبولیت نظام صاحب نقش هستند در حالیکه ما هرچه در ادبیات شفاهی و کتبی حضرت امام قدس سره جستوجو کردیم، چیزی به نام مقبولیت نیافتیم، به همین دلیل باید خودمان را از خطایی که ایشان در آن دوران ایجاد کردهاند، دور کنیم و در ورای این خطا به نقش مردم در حکومت دینی از منظر حضرت امام قدس سره بپردازیم.

• نقل قولی از امام خمینی قدس سره و تحلیلی بر کلام ایشان

در این زمینه بحثهای فنی زیادی وجود دارد که در این فرصت کوتاه وارد آنها نمیشویم، فقط به نقل قولی از حضرت امام قدس سره اکتفا میکنم و تحلیل خودم را عرض میکنم. آیتالله هاشمی رفسنجانی نقل میکنند: گاهی اوقات در مورد نقش مردم در حکومت دینی دچار پرسشهایی میشدیم و بعد حضرت امام قدس سره برای توضیح نظراتشان در اینباره به روایتی از سیدبن طاووس استناد میکرد که روایت این است، «یَا اِبْنَ أَبِی طَالِبٍ لَکَ (وِلاَءُ أُمَّتِی) فَإِنْ وَلَّوْکَ فِی عَافِیَةٍ وَ أَجْمَعُوا عَلَیْکَ بِالرِّضَا فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ وَ إِنِ اِخْتَلَفُوا عَلَیْکَ فَدَعْهُمْ وَ مَا هُمْ فِیهِ فَإِنَّ اَللَّهَ سَیَجْعَلُ لَکَ مَخْرَجاًَ؛ (مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل/ج11/ص 78) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این روایت به حضرت امیر علیه السلام میفرمایند: یا علی تو ولی امت من هستی، اگر مردم مدینه بر تو اجماع کردند و به دولت تو رضایت دادند، آنگاه برای ولایت و حکومت بر آنها به پا خیز اما اگر در تو اختلاف کردند، امر حکومت را به خود آنها واگذار کن و خداوند برای تو راه خروجی فراهم خواهد ساخت».

• تحلیل روایت

تحلیل این روایت بدینگونه است که وقتی پیامبر اکرم فرمود: «یا علی انت ولی امتی»، یعنی تو منصوب هستی، منصوب به این معنا که اهلیت برای حکومت کردن داری، یعنی اگر الآن سیصد نفر در مدینه برای جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نامزد باشند، بدون تردید هیچکدام به اندازه حضرت امیر، اهلیت چنین کاری را ندارند، پس مراد از «یا علی انت ولی امتی» به معنای نصب بالفعل نیست، بلکه به این معنا است که تو اهلیت این کار را دارا هستی، اما شرطی دارد، یعنی اهلیت را باید با اقبال و رضایت مردم جمع کرد، وقتی این دو به هم اضافه شد در نتیجه «فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ» آنگاه برای امر آنها قیام کن و زعامت آنها را بر عهده بگیر.

نکتهای که در این روایت وجود دارد، اینکه منصب امامت یا منصب دولت امام معصوم که با عبارت «فقم بامرهم» روشن و مشخص میشود، نتیجه دو رکن پیشین یعنی اهلیت، اقبال و رضایت عمومی است، یا در واقع منصب امامت زمانی شکل میگیرد که آن دو رکن یا عنصر وجود داشته باشند، اگر چنین شد، آنگاه این پرسش مهم مطرح میشود که نقش مردم در این روایت از ارکان پیشا منصب است یا از ارکان پسا منصب؟

طبیعی است که رضایت و اقبال مردم از ارکان پیشا منصب است، یعنی قبل از شکلگیری منصب امامت و ولایت مردم بهعنوان جزئی از عناصر مشروعیت بخش باید حضور داشته باشند، از ارکان پسا منصب نیستند، چراکه در ادامه روایت دارد که «وَ إِنِ اِخْتَلَفُوا عَلَیْکَ فَدَعْهُمْ» اگر در امر تو اختلاف پیدا کردند، حکومت را به خودشان واگذار کن، یعنی تو اهلیت داری اما اگر به تو اقبال نشد باید حکومت را رها کنی، البته وقتی حکومت را رها میکنی معتقد هستیم باز هم امیرالمؤمنین علیه السلام است که اهلیت حکومت را دارد و صرف عدم اقبال مردم دلیل بر این نیست که ایشان از اهلیت میافتند، اما منصب حکومت یا امامت ایشان شکل نمیگیرد، اگر اینطور شد ما میتوانیم به این نتیجه برسیم، کسانی که بین مشروعیت و مقبولیت در نظریه سیاسی امام قدس سره تمایز قائل میشوند، نقش مردم در نظریه سیاسی ایشان را بهعنوان شرط یا رکنی از ارکان پسا منصب تحلیل میکنند، اما بر اساس استناد امام قدس سره به این روایت، نقش مردم از عناصر پیشا منصب است.

 اگر اینچنین شد، پس در نظریه سیاسی امام قدس سره میتوانیم اینطور تصویر کنیم که از منظر ایشان دولت در دو دسته شرعی یا غیرشرعی میگنجد: الف) دولت شرعی دولتی است که فقیه در رأس آن قرار گرفته باشد بهعلاوه اینکه مردم به آن اقبال داشته و به دولت او رضایت بدهند. ب) دولت غیرشرعی، دولتی است که فاقد یکی از این دو رکن باشد، حالا یا فقیهی است که به او اقبال نمیشود و یا غیرفقیهی است که به او اقبال شده است در هر دو صورت دولت غیرشرعی است، این مسیر با تقسیمبندی آقای لاریجانی تفاوت زیادی دارد، اضافه کردن واژه مقبولیت در کنار مشروعیت به نوعی فاصله گرفتن از اندیشه اصلی امام خمینی قدس سره است که بنده گمان میکنم، خطایی که در فهم اندیشه سیاسی امام راحل رخ میدهد این است که بلافاصله واژه مقبولیت و کارآمدی را به این اندیشه اضافه میکنند و نقش مردم را بهعنوان ارکان پیشا منصب به ارکان پسا منصب تغییر میدهند.

• نتیجهگیری

بنده نتیجهگیری میکنم که نظر امام قدس سره درباره نقش مردم در حکومت ولایت فقیه نه عین چیزی است که برخی از شارحین محترم ایشان، مانند آیتالله مؤمن و... تفسیر میکنند که نظریههای نصب بعداز انقلاب باشد و نه تفسیری صحیح است که امام قدس سره را کاملاً به سمت نظریه انتخاب میبرند، در واقع نظریه امام قدس سره همان نظریه نصب است و ایشان نصب را قبول دارند، اما نصب در نظریه امام قدس سره با آنچه که بعداز انقلاب از نصب تفسیر شده است، تفاوت دارد؛ این نظریه تا آخر عمر با ایشان همراه است، مهمترین عنصر اندیشه امام خمینی قدس سره همین است، به همین دلیل میتوانیم، بگوییم نظریه ایشان آنگونه که برخی از فقها، مانند آیتالله منتظری در اواسط دهه شصت ارائه داد، انتخابی نیست و از سوی دیگر مانند نظریه امثال آیتالله مؤمن هم نیست، بلکه امام قدس سره نظریه نصب را دارند، اما نصب در نظریه کلاسیک نصب که مربوط به قبل از انقلاب است.

 مستحضر هستید که از نظریه نصب بعد از انقلاب، مانند نظر آیتالله مؤمن و امثال ایشان میتوان به نظریه رادیکال نصب تعبیر کرد که به حاکم اسلامی اقتدار گستردهای میدهند و به همان میزان از نقش مردم کم میکنند، بنده گمان میکنم نظریه مردم تعلقی به نظریات نصب رادیکال بعد از انقلاب ندارد، بلکه بیشتر به نظریات کلاسیک نصب تعلق دارند که در این نظریه حضور مردم در ساختار نظام دینی محترم شمرده شده و بهعنوان عناصر پیشا منصب به اقبال و رضایت آنها اهمیت داده شده است.

نظریه نصب حضرت امام قدس سره به نوعی ناظر، به همان معنای مردم سالاری دینی است که رهبری میفرمایند: مردم سالاری دینی یعنی شما به مردم نقشی در قواره پیشا منصب بدهید و در نظریاتی که نقش مردم را به عناصر پسا منصب منتقل میکنند، نقش ضعیفی از مردمسالاری دینی است که در این صورت مردم نقشی در تشکیل مشروعیت نخواهند داشت.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




چهارشنبه ٢٠ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام