*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > امام خمینی (1) 


امام خمینی 1 شماره خبر: ٤٠٠٥٣٨ ١٤:٠٧ - 1397/03/09   گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی طباطباییاصول شش‌گانه حاکم  در جاذبه و دافعه امام خمینی‌ قدس سره ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی طباطباییاصول شش‌گانه حاکم در جاذبه و دافعه امام خمینی‌ قدس سره

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی طباطبایی


او آن «روح‌الله» بود که با عصا و ید بیضاى «موسوى» و بیان و فرمان مصطفوى به نجات مظلومان، کمر بست؛ نخست، فرعون‏هاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید، روشن ساخت. او به انسان‏ها، کرامت و به مؤمنان، عزت و به مسلمانان، قوت و شوکت و به دنیاى مادى و بى‌روح، معنویت و به جهان اسلام، حرکت و به مبارزان و مجاهدان فى سبیل الله، شهامت و شهادت داد. او بت‏ها را شکست و باورهاى شرک‌آلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، على‌وار زیستن و تا نزدیکى مرزهاى عصمت پیش رفتن، افسانه نیست، او به ملت‏ها فهماند که قوى شدن و بند اسارت و گسستن و پنجه در پنجه سلطه‌گران انداختن، ممکن است....


او آن «روحالله» بود که با عصا و ید بیضاى «موسوى» و بیان و فرمان مصطفوى به نجات مظلومان، کمر بست؛ نخست، فرعون‏هاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید، روشن ساخت. او به انسان‏ها، کرامت و به مؤمنان، عزت و به مسلمانان، قوت و شوکت و به دنیاى مادى و بىروح، معنویت و به جهان اسلام، حرکت و به مبارزان و مجاهدان فى سبیل الله، شهامت و شهادت داد. او بت‏ها را شکست و باورهاى شرکآلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، علىوار زیستن و تا نزدیکى مرزهاى عصمت پیش رفتن، افسانه نیست، او به ملت‏ها فهماند که قوى شدن و بند اسارت و گسستن و پنجه در پنجه سلطهگران انداختن، ممکن است.

بحثی را که بهطور خلاصه در این مجال مطرح میشود تحت عنوان جاذبه و دافعه امام خمینی است که به نظر میرسد باید اهل نظر و اندیشمندان و علاقهمندان به حضرت امام به این مطلب بیشتر بپردازند. جاذبه و دافعه حضرت امام بر اساس اصولی تنظیم میشد و ما به بعضی از این اصول اشاره میکنیم و توضیح مختصری نیز میدهیم. این اصل ششگانه محور اصلی جاذبه و دافعه حضرت امام را تنظیم میکرد.

اصل اول: عقلانیت همراه با تعبد

امام متعبد بود اما متحجر نبود تصمیمات او بر اساس عقلانیت بود نه روشنفکرمابی که این دو مقوله خطرناکی است هم تحجر و هم روش عقلانیت با روش روشنفکرمابانه امام در بین اینها عقلانیت همراه با تعبد را گرفته است ابنسینا در دستورالعملی که برای ابوسعید ابوالخیر فرمودند این جمله را آورده است که «با مرکب عقل در ملکوت اعلی و آیات کبری الهی باید سفر کرد» یعنی تعبد هم باید عقلانی باشد و اگر تعبد عقلانی نبود به تحجر میکشد ایشان میفرماید با مرکب عقل باید سفر معنوی نود و عبودیت باید عقلانی باشد و عقلانیت هم باید در چهار چوب نظامی که وحی برای انسان تشریح میکند باشد این یک اصل در سیره حضرت امام بود که جاذبه و دافعه او را تنظیم میکرد.

• اصل دوم: سیاستمداری منزه از سیاست بازی

آنچه که به سیاستمداری در اسلام بر میگردد این است که انسان آن اصول اساسی سیاست در اسلام را بفهمد و به آن عمل نماید در مقابل آن سیاست بازی ا ست که محور اصلی آن همان سیاستهای ماکیاولی و مانند آن است.

ما این مطلب را بهطور مبسوط در جلد سوم شرح نهجالبلاغه با عنوان «تبیین اندیشههای سیاسی امیرالمؤمنین» آوردهایم. عدهای نزد امام علی علیه السلام رسیدند و گفتند شما همه خوبیها را دارید اما شما سیاستمدار نیستید و معاویه از شما سیاستمدارتر است. امام فرمود من معتقدم و پایبند به اصول اساسی اسلام هستم چون اسلام برای سیاست اصولی دارد و در آن کتاب ما این اصول را تبیین کردهایم، یکی از این اصول این است که حضرت فرمود: در هیچ شرایطی هدف وسیله را توجیه نمیکند این از اصول سیاسی اسلام است و سیاستمدار به این اصول پایبند است اما اگر سیاستمداری تبدیل به سیاست بازی شد آنجا دیگر اصول مظرح نیست بلکه سیاستهای معاویه است چه سیاستهای ماکیاولی عصر صدر اسلام چه سیاستهای ماکیاولی عصر اروپای کنونی آنجا هدف وسیله را توجیه میکند و و اصول مهم نیست در آنجا برای رسیدن به ریاست هر کاری باید بکنی لذا باید مرز بین سیاستمداری و سیاستبازی مشخص شود امام راحل یک سیاستمدار اسلامی بود که یک قدم از اصول سیاسی اسلام انحراف از خود نشان نداد حتی در کل زندگی سیاسی ایشان یک مورد سیاستبازی دیده نشد این یک اصل است.

اصل سوم: حاکمیت همراه با عرفان عملی

 عرفان امام تنها نظری نیست او تنها شارح کتب ابنعربی نیست، او تنها تعلیقه بر فصوصالحکم محیالدین ابنعربی و مصباحالانس ابنفناری ننگاشت، بلکه در کنار این عرفان نظری در عرفان عملی در حدی که برای غیر معصومین میسور بود به اوج ولایت رسیده بود.

حکومت را زمانی در دست گرفت که در عرفان عملی کتلها طی کرده بود بر این اساس حکومت برای او صرفاً وسیله بود نه هدف، او حکومت را بهعنوان وسیله نگاه میکرد نه هدف، همانطوری که جد بزرگوارش امیرالمؤمنین درباره حکومت حرفش همین بود و قتی در خطبه شقشقیه فرمود: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا»؛ اگر نبود که من بهعنوان یک انسان آگاه خدا به او مسئولیتی داده است من این حکومت را قبول نمیکردم و افسار این حکومت را بر گردن او میانداختم لذا از دیدگاه ایشان حکومت بهعنوان هدف نیست بلکه بهعنوان سرپلی به سوی اهداف الهی است این امر بهعنوان یکی از اصول است.

اصل چهارم: جذب و دفع دور از خواهشهای نفسانی

حب و بغض نفسانی مخرب است و هر جا حب و بغض نفسانی حاکم بود با تدین هماهنگی ندارد اگر جذب و دفع دور از خواهشهای نفسانی بود بلکه بر محورهای عقلانی و اصول تدین تبیین شد این جذب و دفع هرگز مخرب نخواهد بود اگر اینگونه بود دافعه او هم یک نوع جاذبه خواهد بود لذا در جذب و دفعهای امام هیچگاه خواهشهای نفسانی حاکم نبود که جایی میلش بکشد تا چیزی را جذب کند و یا میلش نکشد و امری را دفع کند، اینگونه نبود. دیدگاه او دیدگاه الهی بود نه نفسانی هر جا وطیفه ایجاب میکرد و لازم به جذب یا دفع بود اقدام میکرد.

اصل پنجم: پیشتوانه حکومت او تنها مبارزه سیاسی نبود

امام یک شخص سیاسی محض نبود که جاذبه و دافعه او یک جاذبه سیاسی باشد ایشان نظیر دیگر رهبران نبود که انسانی صرفاً سیاسی باشند و بر اساس مبارزات سیاسی حکومتی را بهدست بیاورند ایشان قبل از هر چیز یک فقیه و عارف و اسلامشناس و مصلح زمانه بود و به این نتیجه رسیده بود که برای اصلاح امور جامعه چارهای جز مبارزه و حکومت نیست بر این اساس جاذبه و دافعه او سیاسی نبود چراکه امور سیاسی گذرا است و جذب و دفعهای سیاسی، منافع سیاسی همه اینها گذار است و در یک برههای هست و در یک برهه دیگر عوض میشود اما اگر اینها بر یک اساس الهی بود باقی میماند.

اصل ششم: دنیا را شناخته و از آن رهیده بود

ایشان کسی بود که بر اساس همان عرفان نظری و عرفان عملی و آن ریاضتهای طولانی و آن تعبدهای عقلانی به جایی رسید که هم دنیا را شناخت و چون شناخت از او رهید چراکه رهیدن از دنیا جز با شناخت دنیا امکان ندارد لذا جذب و دفع ایشان به اقتضای دنیای طلبی نبود که برای منافع دنیا کسی را جذب بکند و برای منافع دنیا کسی را دفع بکند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




چهارشنبه ٢٠ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام